Monday, April 4, 2011
این منطقه پرازمغازه ها و پاساژهای فروش لباس است. خانم ها، دو یا سه نفری ازکنارمغازه ها عبورمی کنند. جلوی ويترين هرمغازه حداقل سه خانم را می توان دید که با هم درمورد انواع و اقسام مدل های لباس گفتگو می کنند. لباس های بچه گانه، مردانه، لباس های شب و چیزی که ازهمه بیشترجلب توجه می کند، انواع و اقسام لباس های عروس است. لباس های عروس دررنگ های مختلف، سبز، طلایی، آبی و قرمز با دامن های پف دارو پرچین که با منجوق دوزی، گلدوزی و پولک دوزی های ریزتزیین شده اند.
گزارش از تولیدی های پوشاک خیابان ولیعصر- تقاطع جمهوری
این منطقه پرازمغازه ها و پاساژهای فروش لباس است. خانم ها، دو یا سه نفری ازکنارمغازه ها عبورمی کنند. جلوی ويترين هرمغازه حداقل سه خانم را می توان دید که با هم درمورد انواع و اقسام مدل های لباس گفتگو می کنند. لباس های بچه گانه، مردانه، لباس های شب و چیزی که ازهمه بیشترجلب توجه می کند، انواع و اقسام لباس های عروس است. لباس های عروس دررنگ های مختلف، سبز، طلایی، آبی و قرمز با دامن های پف دارو پرچین که با منجوق دوزی، گلدوزی و پولک دوزی های ریزتزیین شده اند.
اما درداخل این پاساژها به غیرازمغازه های فروش انواع و اقسام پوشاک، گاهی تولیدی های این لباس ها نیزوجود دارند. دربسیاری ازموارد، طبقه دوم یا سوم خیلی ازهمین فروشگاه ها، عده ای زن و مرد مشغول دوخت و دوزلباس ها هستند. یکی از این کارگاه های تولیدی پوشاک در طبقه ی پنجم یک ساختمان مسکونی که همه ی واحدهای آن در اجاره‌ی تولیدی‌های لباس است، قراردارد. با گذر از راهرویی تاریک و سیاه به آپارتمان کوچکی، حدوداً 70 متر می رسیم. کیسه هایی پراز لباس های آماده دوخت در گوشه و کناراین کارگاه قرار دارد و فضا آکنده از غبار نخ و پارچه است. در این تولیدی حدود 7 الی 8 کارگر زن و مرد درکنارهم کارمی کردند. این کارگاه تنها محل دوخت لباس ها است و برش لباس ها در کارگاه دیگری انجام می شود. تی شرت های برش خورده برای دوخت به این کارگاه می آید وسپس برای بسته بندی و اتو کاری به کارگاهی دیگرفرستاده می شود. یکی از علل اجاره چندین محل برای انجام کارهای برش و دوخت و بسته بندی، می‌تواند فرار از مالیات باشد. دلیل دیگر و شاید اصلی‌تر این است که تعداد کارگران مشغول به کار در هر کارگاه حداکثر 7 الی 8 نفر باشد زیرا هم کنترل این تعداد کارگر راحت تر است و هم شامل قانون کارگاه‌های زیر ده نفر شده و از درگیری‌ کارفرما با بیمه و تأمین اجتماعی کاسته می‌شود. از سوی دیگر کارگران نیز در محیط های کوچک و جدا از هم نمی توانند با هم تشکلی داشته باشند تا بتوانند از حقوق خود دفاع کنند. پرداخت مزد درکارگاه های پوشاک اصولاً به دو صورت انجام می گیرد. پرداختی به صورت حقوق ثابت ماهيانه که تنها مخصوص كارگران ساده است و نوع دیگرپرداختی به صورت تکه ای می باشد که مخصوص کارگران متخصص است. دستمزد کارگران زن این کارگاه 140 هزار تومان با بیمه و 160 هزار تومان بدون بیمه است. مردها در این کارگاه برای کار یکسان با زنان، 20 هزار تومان بیشتر دریافت می کنند و بیشتر خانم ها دراین کارگاه از بیمه استفاده نمی کنند. چون بیمه همسر یا پدرشان هستند و زنانی که خود بیمه هستند نمی توانند پس از فوت همسرشان از حقوق مستمری آنها استفاده کنند. درپرداخت دستمزدهای ماهیانه طبق گفته های این کارفرما، سطح حقوق زنان به دلیل محدودیت های زمانی آنان، کمتر از مردان است. اختلاف اين دستمزدها بين كارگران ساده زن و مرد به گفته كارفرما به طورمتوسط ماهیانه 100 تا 150 هزارتومان دراین کارگاه می باشد و عوامل مختلفی درتعیین دستمزد کارگران چه زن و چه مرد تأثیردارد و یکی ازمهمترین این عوامل، ساعت کاری است. اما قابل توجه است كه دراین کارگاه زنان بیشتر،کارهای غیرتخصصی مانند بسته بندی لباس ها، سرنخ کردن و به گفته کارفرما کارهای ظریف کاری که سنگین نیست و درحوصله خانم ها می گنجد انجام می دهند. به تجربه این کارفرما، زنان متأهل ماندگاری بیشتری درکاردارند. البته نمونه ای هم دراین کارگاه بوده است که یک خانم کارگر با یکی ازکارگران مرد ازدواج کردند و شوهردیگر به خانم اجازه نداد سرکاربیاید. این کارگاه، سومین یا چهارمین شغل خانم هایی است، که در این کارگاه کارمی کنند. آنها پیش ازاین کارگاه در بیمارستان، کارگاه کفاشی، مطب دکتر، دفتر اسناد و ... مشغول به کاربودند و به اجبار، کارهای گذشته خود را به دلایل مختلف ازجمله نداشتن بیمه، دستمزد پایین، سختی کارو برخی مشکلات اخلاقی در محیط کار، ترک کردند. اکثراين خانم ها از راه های دوری به کارگاه می آیند و به همین خاطر برای دريافت پول بیشترنمی توانند ساعات بیشتری کارکنند. درطول صحبت ها هیچگاه، هیچکدام ازخانم هایی که ازدواج کرده اند يا حتی مجرد هستند، عنوان نکردند که کارهای خانه را هم انجام می دهند. هیچگاه نگفتند که وقتی ساعت 8 شب، بعد ازیک روزتمام سرپا ایستادن و سوزن نخ کردن و دوخت و دوز، وقتی به خانه می رسند اول یک کتری پراز آب روی گازمی گذارند. هیچ یک یاد آورنشدند که وقتی هنوزمانتو و مقنعه خود را درنیاورده، لباس های بچه ها را ازروی زمین جمع می کنند، یک قابلمه برنج روی گازمی گذارند و ظرف های نشسته را می شویند.
وقتی درمورد حقوق قانونی زنان به عنوان یک کارگرمی پرسيم لبخند ریزی می زنند و زیرزیرکی به هم نگاه می کنند. بیشترنگاه متعجبی دارند و درورای سکوتشان می توان این سوال را خواند که مگرحقوق قانونی هم داریم؟ وقتی می شنوند که قراراست درمجلس تصویب شود که ساعت کاری خانم ها کمتر شود، ناگهان چشمانشان برق می زند. انگاربرای لحظه ای خود را آزاد می بینند و درذهنشان، درهمان یک لحظه ی کوتاه، برای ساعات اضافی روزخود برنامه ریزی می کنند. احساس می کنند که چقدرکاردارند که می توانند درهمان نصفه روزهم انجام دهند. اما چه حیف که کاهش ساعت کاری همراه با کاهش دستمزد ها است. یکی ازخانم ها می گوید : " خوب همینجوری هم دستمزد زنها کمترهست! " در کارگاه های تولید لباس بچه گانه، برای دوخت هر درز که به آن اصطلاحاً یک خط می گویند 7 الی 8 تومان می پردازند. یک بلوز بچه گانه دو درزِ آستین، یک درز یقه، دو درز پهلوها که روی هم می شود 5 درز که با سردوزی اش می شود ده تا یعنی برای هر بلوز کمتر از 100 تومان مزد دوخت داده می شود که با مزد برش و اتوکاری و بسته بندی و ... چیزی کمتر از 500 تومان برای هر بلوزمزد کارگر پرداخت می شود.
در کارگاهی دیگرکه تولیدی لباس بچه است، 5 دختر جوان به همراه دو کارگر مرد مشغول کار هستند. فضای اتاق حدودا 30 متری است ولی تنها جای عبور یک نفر مابین میزها و کیسه های لباس وجود دارد. کارفرما می گوید چند سالی است که بیشتر ازکارگران زن استفاده می کند. با اینکه پسرها بهتر کار می کنند و به تمیزی محل کارشان بیشتر اهمیت می دهند و همکاری بهتری در کارهای دیگر محل کار دارند، این کارفرما زنان را بیشتر استخدام می کند که علت آن نبود کارگر مرد است. این دلیل کاملاً روشن است چرا که مردها کمتر حاضر می شوند با چنین حقوق و شرایطی کار کنند. این کارفرما نسبت به کارفرمایان دیگر پایه حقوق بالاتری را به کارگران پرداخت می کند. مثلاً حقوق دختری که تازه کار است، 170 هزار تومان و خانمی که سه سال سابقه ی کار در این کارگاه را دارد 250 هزار تومان دریافتی دارند.
خيابان وليعصر- چهارراه اميراكرم
چهارمین مغازه در یک پاساژ پوشاک. یک تولیدی و پخش لباس عروس. چند نمونه کار ِ لباس عروس هم درمغازه هست. پف ها و چین های روی دامن ها، بالاتنه های دکولته با دست دوزی های ظریف.
با کمال تعجب مسئول مغازه یک خانم است ؛ زنی خوشرو و خوش برخورد بود و بعد ازچند دقیقه صحبت فهمیدم که او صاحب مغازه نیست بلکه دامادش، یعنی شوهردخترش صاحب کاراست. با اینکه این خانم حدود 22 سال درزمینه دوخت لباس عروس سابقه دارد و حتی می گوید که دامادش، زیردست او کاریاد گرفته است اما او اینجا تنها حقوق بگیراست و ماهیانه 400 هزارتومان دستمزد می گیرد. او اضافه کرد که من می توانم در روز 2 الی 3 دست لباس بدوزم و حتی بعضی شبها سعی می کنم یک دست لباس هم در خانه بدوزم. ساعت کار 9 الی 6 بعداز ظهر است و پس ازآن بازهم طی مسافت طولانی برای رسیدن به خانه و رسیدگی به کارهای منزل و شام و... و بعد دوخت یک دست لباس دیگر به عنوان اضافه کار!! میزان دستمزدها و این شیوه ی خوداستثماری قابل تصور نیست!! ایشان 22 سال قبل شوهرش را از دست داده است و برای گذران زندگی خود و دو فرزندش 22 سال این چنین کار کرده است. این خانم با اینکه می تواند با دوخت لباس عروس درخانه، درآمدی بیشترازاین داشته باشد اما خودش اعتقاد دارد چون " قضیه دخترش" درمیان است ترجیح می دهد درمغازه بایستد. دختر این خانم هم درهمين تولیدی کارمی کند، زیر دست شوهرش اما مزدی دریافت نمی کند! شاید بتوان اسم این " قضیه دخترش" را استثماردوگانه گذاشت! مطمئناً اگرحرفی ازحقوق بزند، شوهردردرجه اول دختررا طلاق می دهد و دردرجه دوم مادربیوه ی او را ازکار بیکارمی کند. داستان جالبی است اما خانم و دخترش ازاين وضعیت ناراضی نیستند به هرحال همين كه دخترش سقفی و آقایی دارد بالای سرش کافیست!
دركل درتولیدی های لباس عروس تعداد کارگران زن بیشتراست. این کارکاملاً با ذوق و سلیقه خانمها سازگاراست و کارگاه های آن محیط های امن تری نسبت به کارگاه های دیگردارد. در کارگاه لباس عروس برای برش و دوخت هر دست لباس عروس با دامن های پرچین معروف به 8 دامنه حدود 8 هزار تومان دستمزد پرداخت می شود.
کارگران مهاجر در کارگاه های تولید لباس
در کارگاه های بازدید شده، کارگر غیر ایرانی کار نمی کرد، اما بخش بزرگی از کار بر دوش آنان است. کارفرمایان از کار کارگران افغانی بسیار راضی بودند و می گفتند آنها بسیارمسوول، پرکار و کم توقع هستند. اما با توجه به شرایط موجود امکان استفاده از کار آنان در محیط کار نیست. اما برای این هم چاره ای اندیشیده اند. کارگران مهاجرمعمولاً کار را در منزل انجام می دهند. لباس های برش خورده را به منزل برده و دوخته و کامل تحویل می دهند. تقریبا بیشتر سنگ دوزی ها، ملیله دوزی ها و گل دوزی های روی لباس هاس عروس و شب را اینان انجام می دهند. برای دوخت تزئینات لباس عروس متری دو الی 3 هزار تومان دستمزد پرداخت می شود. البته تمام این مبلغ به کسانی که کار انجام می دهند نمی رسد. تنها حدود یک سوم آن نصیب کارگران می شود و بخش دیگری از این دستمزد به واسطه ای که کار را از تولیدی می گیرد تعلق دارد.
* * * آدم سرگیجه می گیرد. از این همه استثمار و این همه سکوت! در کناراین استثمار، باید به شرایط نامناسب کاری و محیط های کاری نا امن برای دختران جوان نیز اشاره کرد. سوء استفاده کارفرمایان از دختران در محیط های کاری از جمله معضلاتی است که در بسیاری موارد اگر دخترتن ندهد باید از خیر کار بگذرد. عدم آگاهی از قوانین کارو حقوق خود به عنوان یک کارگر، مشکل دیگریست که این زنان با آن دست به گریبان اند. نگاه موقتی که این زنان نسبت به کارخود درکارگاه های تولید پوشاک دارند باعث شده است که برای دستیابی به شرایط بهتردر محیط کار، دستمزد بالاتر و سایرمزایا تلاشی از سوی این زنان صورت نگیرد. تنها کسانی که سابقه بیشتری در زمینه کار درتولیدی داشتند به این مسئله واقف بودند که اگر همه کارگران با هم باشند می توانند از کارفرما دستمزد بیشتری بگیرند. اما در تولیدی ها حتی رقابت بین کارگران به حدی است که آنها نه تنها با هم نیستند بلکه برای یکدیگرمشکل نیز ایجاد می کنند. تنوع زیاد کارگاه ها و کوچک بودن آنها، امکان متشکل شدن کارگران را کم می کند. این کارگران بیش از هر چیز نیاز به آگاه شدن از حق و حقوق خود دارند و اینکه آیا دشواری شرایط زندگی و نیاز مالی و کمبود کار این امکان را به آنها می دهد؟ پاسخ ساده ای ندارد. تنها می توان گفت که استثمارچند گانه ای که بر این زنان تحمیل می شود، خود زاییده ی نظام سلطه گری است که مناسبات تولید را برای کسب سود بیشتردر درست دارد. مناسبات سرمایه داری که کارگران به عنوان فروشنده نیروی کار خود را تحت ستم قرارداده و زنان به دلیل موقعیت اجتماعی و ارزان بودن نیروی کار خود به عنوان کارگر، تحت ستم مضاعف در این سیستم قرار می گیرند. از یک سو رقابت بین کارگران مرد و زن دربعضی موارد و دشمنی میان آنها یکی از ابزارهایی است که نظام سرمایه داری برای ایجاد تفرقه میان نیروی کار به کارمی بندد تا آنان نتوانند با یکدیگر بر علیه عامل مشترکی که همه آنان را استثمارمی کند مبارزه کنند. چرا که سرمایه داری خوب می داند که فرقی ندارد کارگر زن یا مرد باشد. مهم برای او این است که هرچه بیشتر نیروی کارِکارگران را تصاحب کند و شرایط ایجاد شده در نظام سرمایه داری باعث می شود که کار زنان به مراتب ارزان تر و نوع رفتار با آنان غیرانسانی تر باشد. و اینطور می نماید که رقابت بین کارگران زن و مرد و مبارزه زنان برای داشتن حقوق برابرمهمتر و اصلی تر از مبارزه علیه نظام سرمایه داری که هردو نیروی کار را استثمارمی کند - است. درنتیجه، این موضوع از تشکل کارگران به عنوان یک طبقه جلوگیری کرده است ونظام سرمایه داری از اختلاف و رقابت بین کارگران زن و مرد نیز سود مضاعف می برد. گرچه مسئله ی یکی شدن کارگران به عنوان یک طبقه و مبارزه با نظام سرمایه داری در اولویت مبارزات اجتماعی طبقه کارگر قراردارند اما نمی توان استثمارمضاعف بر زنان کارگر و مبارزه با آن را در درجه دوم مبارزه قرارداد. در حقیقت این دو در کنار هم و برای رسیدن هدفی مشترک حرکت می کنند.
حالا که درپیاده رو ایستاده ام، سربالا می کنم و به ساختمان های اطرافم نگاه می کنم. یعنی درهرساختمان و هرطبقه زنانی کارمی کنند که به حداقل حقوق خود به عنوان یک کارگرآگاه نیستند! درهرطبقه چندین زن کارمی کنند که نمی دانند درست درساختمان روبروی آنها و يا درست درطبقه زیرین آنها، عده ای زن دیگر، درست با شرایط یکسان با آنها درحال برشکاری، دوخت، بسته بندی و سرنخ کردن هستند.

0 comments: