Thursday, July 14, 2011
گوارا
قر ار ما ین بود که خود او آنرا خوانده، اصلاحات لازم را در آن بنماید ولی سرنوشت این فرصت را به او نداد. این سطور را میتوان همچون درود ارتش انقلاب به فرمانده بزرگ خود و بهترین سردار چریکیپرودهی انقلاب، به یک انقلابی پاک و دوست صدیق بشمار آورد.
کامیلو همرزم نبردهای بیشمار، مرد اعتماد فیدل در دشوارترین لحظات جنگ و مبارزه از خود گذشتهای بود که با فداکاری خود را آبدیده میساخت و خصایل برجسته را در همرزمان پرورش میداد. تصور میکنم هر گاه موفق بخواندن این رساله که در آن تجریبات خود را درباره جنگ پارتیزانی گردآورندهایم میگشت آنرا میپسندید. زیرا این تجریبات محصول زندگی است. ولی او میتوانست شور و هیجان عمیق سرشتی و هوش و جسارت بیماندش را نیز که جز در نزد پارهای از شخصیتهای تاریخ به این پایه از کمال نمیرسد بر این اوراق بیآفزاید. با این همه نباید درباه کامیلو همچون قهرمانان افسانهای که تنها بمدد نبوغ خود موفق به اعمال شگفتانگیز میکردند، فکر کرد. باید او را همچون زائیده خلقی که وی را همانند دیگر قهرمانان شهید و سرداران خود در گزینش وسیع نبرد و شرایط دشوار آن پرورش داده است در نظر آورد. نمیدانم آیا کامیلو با این سخن مشهور دانتون درباره جنبشهای انقلابی "جسارت باز هم جسارت همواره جسارت" آشنا بود یا نه؟ ولی در هر حال آنرا در اعمال خود مرعی میداشت در حالیکه شرایط لازم برای یک چریک، نظیر قدرت تحلیل سریع و دقیق موقعیت توانائی پیشبینی درباره مشکلات آینده را بر آن افزوده بود.
با انکه منظور از نگارش این سطور که بسان درود شخصی من و سلام یک ملت بر قهرمان خود میباشد بیان زندگانی و شرح اعمال او نیست. باید بگویم که کامیلو قهرمانی بود چیره دست که به آسانی به آفریدن و یافتن صدها طریق و وسیله برای پیشرفت موفق میشد، زیرا گذشته از احترام فراوانش برای ملت و علاوه بر جسارت و دلیری دارای شخصیت ویژه خود بود. خصوصیتی که کمتر بدان توجه کافی مبذول میشود و اغلب ناشناس میماند، عاملی که نشانه آن در تمام آثار کامیلو نمایان است بداعت گرانبهائی که کمتر قادر است در سراسر اعمال خود بظهور رساند. فیدل دربارهاش چنین میگوید:
" آنچه میدانست از کتابها نیآموخته بود، ادراک او از خواستههای ملت اداراکی طبیعی بود. ملتی که او را از میان هزاران فرد دیگری برگزیده، مرثیهای ممتاز بخشید که به بهای دلیری، پایداری، هوشمندی و پشتکاری بینظیر حاصل میگردد".
کامیلو وفاداری را همچون کیش خود ساخته زندگانی خویش را وفق آن کرده بود. وفاداری نسبت به ملت وفاداری نسبت به فیدل که ارادهی ملت را بهتر از هر کس دیگر در خود جمع ساخته است. برای این جنگجوی شکسن ناپذیر این دو اصل همچون فیدل و ملت غیر قابل تفکیک بود.
چه کسی او را کُشت؟
بهتر بپرسیم چه کسی ما را از وجود او محروم ساخت زیرا زندگانی افراد و مردانی همچون او با زندگانی ملت ادامه مییابد و جز با اراده ملت به پایان نمیرسد.
او را دشمن کُشت زیرا نابودیاش را خواستار بود. ما نه هواپیماهای قابل اطمینان داشتیم و نه خلبانانی که دارای تجربه کافی باشند و او با کار زیادی که بر عهده داشت میخواست هر چه زودتر خود را به هاوانا برساند. پارهای از خصائلش نیز در مرگش موثر بود. کامیلو خطر را بر آورد نمیکرد. خطر برایش همچون بازیچهای بود. خود را با آن مشغول میکرد، به جنگ آن میرفت، به نبردش میخواند و با آن دست و پنجه نرم میکرد. با طرز فکر کوچکی که داشت هیچ مانع و رادعی نمیتوانست او را از پیمودن طریقی که بر میگزید باز دارد و یا از آن منحرف سازد. هنگامی شهید شد که همه را او میشناختند و مورد ستایش و محبت همهی مردم بود. اگر حادثه لحنتی زودتر بوقوع پیوسته بود، داستان او به داستان دیگر فرماندهان سادهی چریک شبیه میشد. فیدل میگوید که نظایر کامیلو بسیار پیدا خواهند شد، ولی من میتوانم اضافه کنم که نظایر او را در گذشته هم بسیار بودهاند و بیش از طی شاهراهی که کامیلو را وارد تاریخ کرد، بدورد زندگی گفتند. کامیلو و کامیلوهای دیگر "چه آنهائی که پیش از او جان سپردند و چه آنهائی که پس از او بر خواهند ساخت" دلیل بین قدرت خلق و بالاترین نمایش نیروئی هستند که ملتی در حال جنگ برای دفاع از عالیترین آرمانهای خویش و بخاطر ایمان به تحقق برترین هدفهایش بظهور میرساند.
سعی در ترسیم شخصیت او موجب انطباق آن بر یک قالب خشک خواهد شد و این بدان میماند که ما او را یک بار دیگر بکشیم و ما اینکار را نخواهیم کرد. بهتر است بهمین توصیف طرح مانند او بس کنیم و برای جهانبینی اجتماعی و اقتصادی او که چندان هم مشخص نشده بود، حدودی ترسیم نکنیم. باید تنها بیاد داشته باشیم که در جنگ آزادیبخش هیچ سربازی با کامیلو برابری نمیکرد. او بعنوان یک انقلابی کامل، فدائی خلق و صنعتگر رستاخیزی که ملت کوبا بخاطر نجات خویش بر پا کرد، هیچگاه کمترین اثری از خستگی و نومیدی در مخیله خود راه نمیداد. "کامیلوی مجاهد" یکی از موضوعهای صحبت روزانه است". کسی که در هر گوشه و کنار اثر و یادی از خود باقی گذاشت. همیشه شنیده میشود که "این کار اوست". کسیکه تأثیر مشخص و انکارناپذیر خود را بر روی انقلاب باقی گذاشت و همیشه در قلب همگی آنها که پس از او خواهند آمد و آنها که به پایه او نرسیدند، جای خواهد داشت. بازگشتهای همیشگی و جادوانی خاطرهی کامیلو او را به تصویری از ملت شبیه میکند.
* این اثر کتاب وی "جنگهای پارتیزانی" است که در تمام کلاسهای کادر انقلابی سازمانهای ضد امپریالیست از ویتنام گرفته تا کلمبیا تا فلسطین تدریس میشود. قسمتی از این کتاب در این منتخبات آمده است.
Labels:
چه گوارا مقاله اول
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 comments:
Post a Comment